مرتضى مطهرى
699
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ولى مالكيت عبارت است از آن رابطهء خاص اختصاصى كه يك انسان با يك شىء پيدا مىكند . آيا هرچيزى كه مال هست ملك هم هست و هر چيزى كه ملك هست مال هم هست ؟ مىگويند نه ، بين اينها عموم و خصوص من وجه است : بعضى چيزها هم مالند هم ملك ، هم ماليّت دارند ( آن ماليّتى كه آنها مىگويند همين ارزشى است كه اينها مىگويند ) و هم ملكيّت دارند . فرض كنيد اين خانه هم ماليّت دارد كه يك قيمتى رويش مىگذارند و هم ملكيّت دارد يعنى مملوكِ يك شخص معين است . ولى ممكن است يك شىء ملكيّت داشته باشد اما ماليّت نداشته باشد يعنى ارزش مبادلهاى نداشته باشد . ( در فقه مىگويند ماليّت ندارد ، اقتصاددانها مىگويند ارزش مبادلهاى ندارد ) . مثلًا اگر شما يك من برنج داريد ، از اين يك من برنج شما يك دانه برنج افتاده و به دست من مانده . يك دانه برنج ماليّت ندارد يعنى ارزش مبادلهاى ندارد ، يعنى اگر شما اين را ببريد بازار و بگوييد با اين يك دانه برنج يك چيزى به من بدهيد ، مىگويند يك دانه برنج اينقدر كوچك و حقير است كه ارزش مبادلهاى ندارد و در مقابل آن چيزى به انسان نمىدهند . پس مىگويند اين ماليّت ندارد يعنى ارزش مبادلهاى ندارد . ولى ملكيّت دارد . همين يك دانه برنج كه جزء آن يك من برنج بوده است باز هم ملك همان صاحب آن است يعنى احكام ملكيّت بر آن جارى مىشود . در باب ملك ، ما مىگوييم جايز نيست تصرف در ملك كسى مگر به اذن و اجازهء او . اگر شما همين را هم بخواهيد به دهانتان بگذاريد اجازهء او شرط است . اگر او راضى نباشد و اين در جيب شما باشد يك شىء غصبى همراه شماست . پس كوچكى سبب نفى ماليّت مىشود ولى سبب نفى ملكيّت نمىشود . پس اينجا ملكيّت هست و ماليّت نيست . ممكن است يك جايى ماليّت باشد ملكيّت نباشد . مثال مىزنند ، مىگويند خيلى اشياء در خودِ متن طبيعت و خلقت به وجود مىآيد كه اينها ماليّت دارند ولى چون علت ملكيّت پيدا نشده « 1 » هنوز ملكيّت در كار نيست . مثلًا يك زمين قابل زراعت و قابل احياء ( احياء موات ) ماليّت و ارزش دارد ولى مادامى كه كسى آنجا را احياء و آباد نكرده ملك كسى نيست . وقتى كه احياء كرد آنوقت ملكيّت هم پيدا مىكند . يا يك گوهر قيمتى كه در ته يك دريا هست و هنوز غواصى نرفته آن را از آنجا دربياورد ، ماليّت دارد ولى ملكيّت ندارد چون هنوز كسى آن را حيازت نكرده و تا كسى حيازت نكرده ملك كسى نيست . پس مملوك نيست ولى مال هست . در فقه چنين تفكيكى ميان ماليّت و ملكيّت مىكنند كه اين تفكيك در بعضى از اين مسائل به درد ما خواهد خورد .
--> ( 1 ) چون ملكيّت يك علت خاص مىخواهد .